![]()
ايميل ديوونه آرشيو ديوونه نويسندگان
آرشيو مطالب
آبان 1387
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشيو موضوعي
پيدا کن
هم صحبتام
پيوندهاي روزانه
آمار وبلاگ ديوونه
ديوونه ها:
تعداد بازديدها: RSS
|
سرنوشت ساز
من
دوباره دلت گرفت برای هیچ وپوچ دوباره بغض گلویت را فشرد دوباره چیزی درون قلبت تپید دوباره چشمهایت گریست تو را توان دل سپردن است تو را یارای گفتن است تو غرق عشقی وهنوز درون خود خزیده ای من غرق عشقم وهنوز به بیراهه مانده ام گفتی در دلم غباری مانده است
گفتی دلم گرفته است
گفتم بگو تا بدانم چیست تا بدانم کیست که قلبت را فشرده است تا او را محو کنم زدیده تا پاک کنم غبارش را گفتی ولی…
ولی ای کاش هرگز نمی گفتی
میان کلماتت حرفهایتخودم را پنهان دیدم سرچشمه غمت غبار دلت دلتنگی قلبت من بودم من… ای کاش چنین منی هرگز به هستی نمی پیوست... آخه به یه دیوونه چی می شه گفت جز....... دیوونه!!!
|