![]()
ايميل ديوونه آرشيو ديوونه نويسندگان
آرشيو مطالب
آبان 1387
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشيو موضوعي
پيدا کن
هم صحبتام
پيوندهاي روزانه
آمار وبلاگ ديوونه
ديوونه ها:
تعداد بازديدها: RSS
|
سرنوشت ساز
تنها ماندم
تنهايی وشب وبارون
خونه ميشه بی تو زندون
وقتيکه عشق
قديم ومياره يادمون
دو تا پنجره چوبی
باز می شدن رو به خوبی
وقتی دونه های بارون
می زد به پنجره هامون
از وقتی تو رفتی سفر
تو گشتی جدا ز من بی خبر
چه شد حاصلم
دعای دلم شده بی ثمر
چه شد عاشقی
چه شد سادگی
دروغی دگر
چه شد وعده ها
چه شد خنده ها
شدم دربه در
تنهايی تو رفتی سفر
با يک نامه دادی خبر
تنها ماندم...
پر شد غم در صدای من
بارون شد اين هوای من
تنها ماندم...
بارون بوی تو رو داره
تا صبح از غصه ميباره
تنها ماندم...
تصوير خاطرات من
با خود برده نشاط من
تنها ماندم...
یکی بود.یکی نبود
عشق
به نام معشوق حقيقی که وفايش
ازلی وابدی است برگرفته از سخنرانی اوشو عشق ملاقات مرگ و زندگی است، ملاقاتی در نقطه اوج. فقط در صورت
شناخت عشق است كه می توان به تجربه اين ملاقات نايل آمد . در غير
اينصورت به دنيا می آيی، زندگی می كنی و می ميری، ولی در حقيقت
مهمترين تجربه زندگی را از دست داده ای. تجربه ای كه با هيچ چيز
جايگزين نمی شود. تو تجربه حد فاصل مرگ و زندگی را از دست داده ای.
تجربه اين حد فاصل، نقطه اوج و حد نهايی تجربيات آدمی است. برای اينكه
به آن نقطه برسی بايستی چهار مرحله را هميشه به خاطر داشته باشی.
یادم نمی یاد
وای ديگه چشمای تو يادم نمی ياد دل رسوای تو يادم نمی ياد وای
تو همون شيطون رويای منی که تماشای تو يادم نمی ياد ﺁره يادم نمی ياد ديگه يادم نمی ياد تو عزيز دوردونه بودی واسه من يه هم اشيونه بودی واسه من به خدا قسم که يادت نمی ياد
خوشبختی
PeYe Khoshbakhti Hamash... Sobh Ta Shab Davidam Hata Yek Ashena Yek Ashena Nadidam man... Bego Akhare In Safar Miresam Koja.aaaaa To Mano Tanha Nazar Ai Khoda .. Khoda.aaaaaaaaaaaa
Toye In Shahre Shologh Yek Ashena Kenaram Nist... Hata Yek Sar Panah Vase Dele Bi Ghararam Nist... Nemitonam Basham Az Ghose Ha Joda.aaaaaaa To Mano Tanha Nazar Ai Khoda.. Khoda.aaaaaaaa
گریه
تو شیرین
تو ای آغاز شیرین امید هر سرانجام برای هر ترانه تو ای همیشه الهام دلیل هر سرودن تو هستی تو ای شکوه پرواز... تو ای لطیف تر از یاس... مثل کویر وبارون برهنه باش در احساس یگانه ناجی عشق تو هستی تو ای زلال جاری تو ای دریای آرام بذار غرق تو باشم بشورم خستگی هات می شه از تو پلی زد به روی... می شه از تو شروع کرد باید با تو طلوع کرد می شه در تو گذر کرد باید با تو سفر کرد تو ای شوق رسیدن به فردا... در امتداد افکارم من از عشق تو سر شارم چه لبریزه همه ذرات من از حس عشقت تویی عشقم تویی معبودم تویی بهشت موعودم خدایی کن که در محراب دل تنها تو هستی عشق من تنها تو هستی گریز هیچ کس نگفت کار ساده ایست هیچ کس تضمینی نداد چون قلب همیشه می تواند شکسته باشد و عشق بی اشک وجود ندارد به جایی می گریزم که هیچ کس نداند می گریزم باید کاری کرد که این حس از بین برود می گریزم اگر نتوانم عشق را بیابم مجبورم بگریزم هیچ کس دنبال کمال نیست چگونه می توان آنرا باز پس گیرند ولی به قلبم گفتم باورت کند وتو عشقت را به هر کسی بخشیدی به جایی می گریزم که هیچ کس نداند می گریزم باید کاری کرد که این حس از بین برود می گریزم ونمی خواهم بیشتر آزارت بدهم با اینکه قلبم همیشه درد می کند اگر نتوانم عشق را بیابم مجبورم بگریزم
تنهایی
عشق کدوم قریبه یه حو به جونت افتاد چی شد که خیلی ساده عشق مو بردی از یاد قلب مو بی تفاوت می کردی زیر پاهات گول نگات و خوردم تو که فریب حرفات آهای خبر ندادی دلم داره میمیره همدم بی کسی ها تو بی کسی اسیره بهش بگین هنوزم جاش خالیه تو خونم بگین هنوز داد می زنم برگرد دردت به جونم بیا بلات به جونم
تو
همیشه حجم غمهای مرا تنها تو می فهمی غم امروز وفردای مرا تنها تو می فهمی
پس از تو دست من تنهای تنها شد عزیز دل
سکوت دست تنهای مرا تنها تو می فهمی
من ان دریای خاموشم طلاتمهای قلبم کو
بیا ای موج غوغای مرا تنها تو می فهمی
زمستانم بهار من نگاه مهربانی کن
نگاهم کن که سرمای مرا تنها تو می فهمی .
خاطرات
خاطرت در دلم غوغایی به پا کرد و من در خیالاتم فرو رفتم.
تو را دیدم که بسویم میایی با دسته گلی زیبا
گلهای سرخ رزگلهایی که یادگار عشق بود
یاد روزی افتادم که گفتی
این گلهای سرخ یادگار اولین عشقمان است
و حالا تنها ساقه ی خشکی بجای مانده که
حاصل بر باد رفتن عشقمان است.
فریاد بی صدا
va man bi hich vakoneshi rad shodam baz shenidam ke ba ashk faryad mizadi bargard amma baz ham javabi nashenidi dobare sedaye larzanat ra shenidam ke gofti ghasam be eshgh bargard va man tardid kardam dar raftanam be aghab negah kardam vali na sedaii bood na kasi faghat khiyalate be jay mandeh az ghalbe shekasteye kasi bood ke salha pish az yad borde boodam
حدیث
رفتی و تنهام گذاشتی توی این اتاق سرد توی خلوت وسکوت ودرد رفتی ومن موندم ویه دنیا خاطره با یه دنیا حرفای نیمه کاره شدم مثل اون گنجیشک که راه خونشو بلد نیست گم شدم در این دنیا بدون تو بیا تا پیدا کنم خود را در این افسوس وتردید در این بیتابی دلگیر در این شبهای بی پایان تنهایی
عشق
عشق آوای بی صداست
عشق تک چراغ راههای تاریک خاطرست عشق آبی تر از شبنم نازکتر از گل عشق تک کلام عاشق است عشق حس تنهایی حس غربت حس کوچ پرستوها از سیاهی ظلمت حس روییدن گل در کویر بی انتهای خلوت وعشق فریاد قلب است در زندان محبوس سکوت
کاش
کاش می شد با نگاهی ساده وبی ادعا با تو بودن را تورا تفسیر کرد کاش می شد در میان موجهای بی صدا موج چشمان تو را تعبیر کرد کاش می شد انتهای جادهای بی کسی عابری در ابتدای هم دلی تدبیر کرد کاش می شد درد هجران تو را تا گذر از زندگی تمدید کرد کاش می شد در شب دلواپسی تک شهابی را به تو تقدیم کرد
غم گل سرخ
غم گل سرخ زمین در تب یک قطره باران می سوخت در عطش یک جرعه آب وهر روز خشک تر می شد و ترک بر می داشت و هنوز ابرها قطرهای باران را نثار زمین نکرده بودنند گلی سرخ در آن زمین خشک تنها ولی شاداب هنوز سر حال وسرپا بود کم کم گل سرخ طراوت خود را از دست داد نا گهان گلبرگ سرخش بر زمین افتاد ابرها پژمردن گل را دیدند ولی... دومین گلبرگ افتاد در میان ابرها جرقه ای افتاد اما... گلبرگها یکی پس از دیگری افتادند گل از ساقه خم شد بر زمین افتاد وخشکید ابرها نالیدند وگریستند سیل جاری شد اما چه سود... گلی دیگر نبود و زمین از غم گل دیگر هیچ وقت سبز نشد.
زندگی
|
||||